ثمره عشق مامان وبابا

مامان جون قربون شکل ماهت برم بالاخره اومدی تو دلم

1392/2/21 23:00
نویسنده : مامان جونی
128 بازدید
اشتراک گذاری

سلاممممممممممممم

شب پنچ شنبه 28 مهر1391بود که بی بی گذاشتم دیدم دو خط افتاد رو بی بی چکم اخه هنوز دو روز تا وقت پری مونده بود چون من همیشه پنج شش روز جلو مینداختم این دفعه همش میگفتم چرا پری نیومده ،شب پنج شنبه که با زن عمو فاطمه نشسته بودم گفت حالا یه بی بی بزار شاید باردار باشی اخه من و بابایی از تیر ماه تصمیم به اقدام گرفته بودیم ، وقتی سه ماه گذشت باردار نشدم رفتم دکتم واسم ازمایش پرولاکتین نوشت که ازمایشم نشون داده بود که پرولاکتینم بالاست ونمیزاره باردار بشم بهم دارو داد که بیاد پایین ولی همش دو تا دونه از قرصارو مصرف کرده بودم که باردار شدم ،به خاطر همین وقتی دوتا خط مثبت افتاد رو بی بی منو بابایی واقعا غافلگیر شدیم اخه خانم دکتر مارو ناامید کرده بود کلی اونشب بابابایی ذوق کردیم بابایی رو نگو که چقد ذوق زده شده بود قربونش برم ناگفته نماند عزیزم که شمارو امام رضا به ما داد چون بعد این که این دکترو رفتم یه سفر با اقا جونو عزیزو بابایی ومامانیی رفتیم پابوس اقا از اقا خواستیم که ایشاالله سال بعد سه تایی بریم قربونش برم صدامونو شنید تا اخر عمرمون نوکرشون هم هستیم. 

             

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)