ثمره عشق مامان وبابا

سونوی غربالگری

1392/2/27 1:15
نویسنده : مامان جونی
256 بازدید
اشتراک گذاری

سلامممممممممم گلمممممممممم،روزت به خیر عزیزمممممملبخندخجالت

روزشنبه٢٥اذر٩٢تو یه روز برفی وبارونی که هواهم خیلی سرد بود باباباجون باهم رفتیم واسه ازمایش وغربالگری که اول بابا منو بردبقیه الله یه ازمایشی بود که باید میدادم بعد رفتیم ارژانتین مطب دکتر شاکری تو بیمارستان پاستور نو که راحت اونجارو پیدا کردیم وبابایی رفت از منشی سوال کرد که ازمایش غربالگریو انجام میدین که گفتن اینجا فقط سونو انجام میدیم وازمایششو باید جای دیگه میرفتیم وبابا رفت وقت سونو رو گرفت که نفر٢٣ بودیم تازه نفر ٦ رفته بو تواونجا یه کم معطل شدیم من حاضر بودم به خاطر عشق وجودم همه چی رو تحمل کنم که ارزششو داشت چون میخواستم کوچولویی نازمو ببینم.

بالاخره نوبتمون شد ورفتیم داخل تا چند دقیقه دیگه معلوم میشد که دخملی یا پسمل ،عزیز مامان وبابا،رفتم روتخت دراز کشیدم یه حس عجیبی داشتم  قلبم تند تند میزد ،اقای دکتر سونو رو انجام داد،

مامان جون ،قربون اون دست وپاهات برم که تشکیل شده بود با اون دستای کوچولوت داشتی با بابا ومامان بای بای میکرد،ماشاالله خیلی تکون میخوردی  الهی مامان فدات بشه،وقتی اقای دکتر همه جای بدنت تک تک نشونمون داد من وبابایی یه حس عجیبی داشتیم چقد خوشحال بودیم خندهقلب

بعدش اقای دکتر گفت نی نی پسمله شوک زده شدیم اخه مامان جون همه میگفتن شما دخملی فرقی واسه منو بابا نداشت اصل سلامتیت بود که سالم بودی خداروشکر که خدا یه پسمل ناز بهمون داده بود شکر گزار بودیم.

خیلی خوشحال بودیم که اقای دکتر گفت نی نی همه اعضای بدنش تشکیل شده وسالمه خدارو به خاطر نعمت بزرگی که بهمون داده هزاران بار شاکریمممممممتشویقلبخند

سن جنین ١٢هفته و١ روز

وزن تقریبی جنین حدود٥٣ گرم

طول جنین ٦ سانتی متر

بعد این که سونو رو انجام دادیم با بابایی رفتیم ازمایشم در ازمایشگاه بخارست همون روبروی بیمارستان پاستور نو انجام دادیم که گفتن جوابش ده روز دیگه اماده میشه.

مامان جون دعا کن ایشالله جواب ازمایشتم خوب باشه خیلی نگرانممممممنگران

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)