ثمره عشق مامان وبابا

رفتن پیش دکتر

سلاممممممممم جیگمل مامان، خوبییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فدات بشه مامان 22 اذر نوبت دکتر داشتم که با بابایی باهم رفتیم اول رفتم پیش ماما که فشار خونم گرفت که فشارم 11 بود و وزنم هم 66بود که 2 کیلو اضافه کرده بودم خلاصه همه چی خوب بود عشقم،بعد رفتم پیش دکترم که سونوی غربالگری یا همون تعیین سلامت جنین واسم نوشت. عزیزممممممم،ناگفته نماند که بابایی اصلا نمیذاشت من تنها برم یا با کسی برم دکتر هر موقع نوبت داشتم خودش مرخصی میگرفت باهم میرفتیم قربوننننننننن جفتتون برم مننننن مامانی خوش به حالت که هم چین بابایی داری که انقد دوستتت داره روزی هزار بار قربون صدقه ات میره واسه سلامتیت هر روز صدقه مخصوص کنار میزاره یادت باشه خیلی باید دوستش دا...
23 ارديبهشت 1392

مامان جون قربون شکل ماهت برم بالاخره اومدی تو دلم

سلاممممممممممممم شب پنچ شنبه 28 مهر1391بود که بی بی گذاشتم دیدم دو خط افتاد رو بی بی چکم اخه هنوز دو روز تا وقت پری مونده بود چون من همیشه پنج شش روز جلو مینداختم این دفعه همش میگفتم چرا پری نیومده ،شب پنج شنبه که با زن عمو فاطمه نشسته بودم گفت حالا یه بی بی بزار شاید باردار باشی اخه من و بابایی از تیر ماه تصمیم به اقدام گرفته بودیم ، وقتی سه ماه گذشت باردار نشدم رفتم دکتم واسم ازمایش پرولاکتین نوشت که ازمایشم نشون داده بود که پرولاکتینم بالاست ونمیزاره باردار بشم بهم دارو داد که بیاد پایین ولی همش دو تا دونه از قرصارو مصرف کرده بودم که باردار شدم ،به خاطر همین وقتی دوتا خط مثبت افتاد رو بی بی منو بابایی واقعا غافلگیر شدیم اخه خانم دکتر ما...
21 ارديبهشت 1392